
1-2: موقعيت و وسعت دهستان اسفرجان
شهرستان شهرضا يكي از شهرستانهاي استان اصفهان بوده كه حدود 4574 كيلومتر مربع وسعت دارد و دهستان اسفرجان يكي از دهستانهاي شهرستان شهرضا محسوب مي شود و در جنوب آن واقع شده است. اين دهستان در مدارهاي 31 درجه و 33 دقيقه تا 31 درجه و 45 دقيقه عرض شمالي و 51 درجه و 45 دقيقه تا 52 درجه و 10 دقيقه طول شرقي قرار گرفته و از شمال به منظريه و كهرويه (شهرستان شهرضا)، از غرب به دهستان وردشت (شهرستان سميرم)، از جنوب به دهستان حنا (شهرستان سميرم) و از شرق به شهرستان آباده (استان فارس) محدود ميگردد(نقشه1-2). مركز دهستان، روستاي اسفرجان ميباشد كه در عرض جغرافيايي 31 درجه و 42 دقيقه و طول شرقي 51 درجه و 55 دقيقه واقع گرديده است.
مساحت دهستان اسفرجان حدود 1060 كيلومترمربع است و از لحاظ تقسيمات سياسي هم اكنون جزء محدوده بخش مركزي شهرستان شهرضا مي باشد و حدود 2/23 درصد از مساحت شهرستان شهرضا را شامل ميشود.
منطقه تحت مطالعه به طور كلي از سه روستا به نامهاي اسفرجان، هونجان وامينآباد تشكيل شده است. طبق آمار جمعيتي شبكه بهداشت و درمان شهرستان شهرضا در سال 1382، جمعيت اين دهستان بالغ بر 7785 نفر بوده است كه به ترتيب شامل روستاي اسفرجان (3215 نفر)، روستاي هونجان (3227 نفر) و روستاي امين آباد (1293 نفر) ميباشد.
2-2: زمينشناسي
منطقه مورد مطالعه از ديدگاه زمينشناسي ايران در ساختار رسوبي سنندج- سيرجان واقع بوده و از واحدهاي زمينشناسي زير تشكيل شده است. اين واحدها به اختصار بشرح زير معرفي مي شوند:
1- : دگرشيبي ميان سنگهاي كرتاسه و سنگهاي قديميتر:
اين واحد سنگي به علت رويداد تكتونيكي سيمرين پسين در نقاط زيادي از استان پديدار شده است.
2- : واحدآواري قرمز رنگ ماسه سنگي- كنگلومرايي كرتاسه:
اين رسوبات آواري در بسياري نقاط استان برونزد دارد. اما درمنطقه مورد بررسي، قاعده سنگهاي كرتاسه ديده نميشود.
3- : شيستهاي ژوراسيك:
اين سري از سنگها در منطقه تحت مطالعه رخنمون داشته و زمينه مساعدي جهت تشكيل دشت سر(گلاسي) را فراهم نموده و توسعه دشت سرها موجب جدايي ظاهري كوهها شده است. توسعه اين عارضه در فاصله بين اصفهان تا آباده بسيار چشمگير ميباشد(طالقاني، 256:1381).
4- : رخساره شيست سبز با دگرگوني خفيف:
اين سنگها در اثر رويداد فاز لارامي كوهزايي آلپين درسنندج- سيرجان ايجاد شده اند، اما در منطقه مورد مطالعه چندان مهم نبوده اما دگرريختي در شيلها و شيلهاي آهكي آن به صورت خرد چينهاي محلي ديده ميشود.
5- : سازندهاي جوان:
در منطقه مورد بررسي از سنگهاي جوانتر كنگلومراي پالئوژن، تنها كنگلومراي سست بافتي است كه به پليوسن- كواترنر نسبت داده شده و بنابراين ويژگيهاي ديگر زون سنندج- سيرجان در گستره مورد بررسي قابل پيگيري نميباشد(معمار،1375: 156-155).
قديمي ترين سنگ هاي منطقه مورد بررسي، به طور كلي به سيستم كرتاسه در ايران مركزي و سنندج- سيرجان وابستهاند. مجموعهاي از سنگهاي رسوبي و مقداري آتشفشانياند كه در يك محيط رسوبي كم ژرفا تا ژرف تشكيل شدهاند و ضخامت كلي آنها بيش از 2000-2500 متر برآورد ميشود. در اين مجموعه، نهشتههاي شيلي، شيل آهكي و ماسه سنگي و مارن بيشترين حجم را دارند(بيش از 70 درصد) و سنگ آهكهاي گاهي مارني تا 30 درصد حجم يا ضخامت ستون چينهشناسي را در بردارند. گدازههاي آتشفشاني كه در بسياري از نواحي ساختار سنندج- سيرجان ديده ميشوند، در اين گستره تنها در فاصله ميان شهر ايزدخواست و كوه پلنگي برونزد دارند و بيشتر از نوع آندزيت ميباشند.
در دامنه شمال شرقي كوه پلنگي برونزودهايي از مارنهاي خاكستري روشن باگرايش به سبز زيتوني ديده ميشوند كه در آنها چندين ميان لايه سنگ آهكي كرم رنگ وجود دارد كه سختتر و در نتيجه برجستهتر است. اين واحد كه بيشترين گستره آن در ناحيه اسفرجان(دو سوي كوه پلنگي- آبسنا به سوي شمال) واضح است، پس از به وجود آمدن قسمت قاعدهاي كرتاسه تشكيل شده است و قسمت آواري ماسه سنگي- كنلگومرايي قاعده كرتاسه كه در زير اين واحد ميباشد، در گستره مورد بررسي ديده نميشود. ضخامت اين واحد بيش از 200 متر مينمايد و پايينترين لايههاي آن برونزد ندارند. كوه پلنگي- آبسنا كه به صورت يك تاقديس برجسته است، از سنگ آهكي تشكيل شده كه خاكستري رنگ، بالايهبندي خوب و كمي بلورين شده است. در اين سنگ آهك كه روي هم بيش از 450 متر ضخامت دارد، قسمتهايي ديده ميشود كه ضخيمترند و در آنها حفرههاي انحلالي بسيار آشكار است و برخي از قسمتهاي آن نيز كه از لايههاي نازكتر سنگ آهكي تشكيل شدهاند، فرايند كارستي اثر نداشتهاند.
به طوري كه بيان شد، تنگ اسفرجان نيز در اين كوه به وجود آمده و در هر دو دامنه تنگه ميتوان ويژگيهاي ليتولوژي سنگ آهك را مورد بررسي قرار داد. يك يا دو لايه مارني و يا آهك مارني نيز در آن تشكيل شده است كه كم و بيش در بخش پاييني آن ميباشد. روي اين سنگ آهكها در كوه پلنگي- آبسنا واحد ديگري ديده نميشود، اما در كوه زرچشمه و به ويژه كوه سلطان خليل كه همين سنگ آهكهاي اسفرجان برونزد دارند، روي آنها واحد ليتولوژي شيلي، شيل آهكي قرار دارد كه گسترش بسياري دارند. هم ارز دانستن سنگ آهك كوه پلنگي- آبسنا با سنگ آهك كوه زرچشمه بر پايه شباهتهاي ليتولوژي، كارستي بودن، ضخامت لايهها و برابر بودن تقريبي ضخامت آنها (400 تا 500 متر در برابر حدود 450 متر) صورت گرفته است.
وجود چشمههاي كارستي گسلهاي در كوه زرچشمه و نبودن آنها در كوه پلنگي - آبسنا كه خيلي طويلتر و بزرگتر از كوه زرچشمه است، علت ويژهاي دارد كه در وهله نخست ناوديسي بودن كوه پلنگي و گسل خوردن آن را بايد برشمرد(زير سنگ آهكهاي اسفرجان، مارن وجوددارد) و در وهله دوم به تاقديسي بودن كوه زرچشمه و پيوند آن با ديگر برونزدهاي سنگ آهكي كه زير پوشش كنگلومراي نئوژن بايد دانست. ضخامت برخي از لايهها در كوه زرچشمه، از 3 تا 5 متر نيز بيشتراست و اين گونه لايهها توانايي حل شدن بيشتري داشته و دارند.گستره بسيار بزرگي از منطقه مورد بررسي را سنگهايي در بر گرفتهاند كه ناهمواريهاي پست و فرسودهاي را به وجود آوردهاند. اين سنگها عبارتند از:
شيلهاي خاكستري، شيلهاي آهكي و لايههاي نازك آهكي خاكستري روشن تا كرم كه به طور كلي سطح برونزد آنها صاف و در بيشتر قسمتها داراي پوشش خاك سطحي است كه در اثر هوازدگي مكانيكي و شيميايي بوجود آمده و گاهي بيش از يك دوم ضخامت آن است. در اين واحد چند لايه ضخيمتر و ياعدسي سنگ آهكي خاكستري رنگ نيز وجود دارد كه هر جا رودخانه اسفرجان از آنها گذشته است، پهناي دره كمتر شده است. ضخامت برخي از اين سنگ آهكها بيش از 20 متر است و در اين حالت برجسته ماندن آنها بسيار مشخصتر و تنگههايي هم كه در راستاي رودخانه به وجود آمدهاند، تنگتر ودامنههاي برجستهتري دارند. ضخامت اين واحد كه روي سنگ آهك اسفرجان تشكيل شده، بيش از 1000 تا 1500 متر برآورد ميشود(سازمان آب منطقه اي اصفهان،1369: 23-20).
3-2: ژئومورفولوژي
روند ژئومورفولوژيك منطقه مورد بررسي همان روند زاگرس از شمال غرب به جنوب شرق ميباشد. بلندترين نقاط در بخش جنوبي، كوههاي سنگ آهكي آب دراز(3465 متر) و كوه سلطان خليل(3139 متر) است. در زير به برخي از واحدهاي ژئومورفيك پرداخته شده است:
1-3-2: چينها
الف : ناوديس پلنگي- آبسنا
اين ناوديس، درازترين و مشخصترين ناوديس در اين گستره است كه درازاي آن بيش از 20 كيلومتر ميباشد. اين ناوديس به علت گسليده شدن، تنها در نيمه جنوب شرقي كوه پلنگي به خوبي قابل بازشناسي است و هر دو پهلوي آن ديده ميشود. به سوي شمال غربي و در كوه آبسنا تنها پهلوي جنوب غربي ناوديس ديده ميشود كه چند گسل فرعي نيز آن را بريدهاند. ناوديس
مورد سخن از نوع آويزان بوده و شيب لايههاي سنگ آهك اسفرجان در اين چين، به طور كلي بيش از 50-40 درجه است و در جايي كه هر دو پهلوي ناوديس ديده ميشود، چين از نوع قائم و قرينه مينمايد.
2-3-2: گسلها
الف : گسل احتمالي اسفرجان
وضعيت ريختاري و ساختاري برونزودها در شمال كوه پلنگي- آبسنا ميرساند كه به احتمال زياد گسلهاي همروند با كوه، آنرا از ديگر برونزدهاي ناحيه جدا كرده است.
ب : گسل آبسنا
از ناوديس پلنگي- آبسنا به طوري كه ياد شد، تنها قسمت جنوب شرقي آن سالم مانده و در بيشترين قسمت آن در راستاي گسلهاي از نوع راندگي يا پرشيب، پهلوي شمال شرقي ناوديس بريده شده و ديده نميشود (دچار پائينافتادگي تكتونيكي شده است). اين گسل كه درازاي آن دست كم حدود 15 كيلومتر است به نام گسل آبسنا معروف است. شيب آن بيش از 75 درجه به سوي شمال شرقي است و احتمال دارد به گسل اسفرجان پيوسته باشد.
ج : گسلهاي ديگر
در اين گستره، چندگسل كوچكتر هم وجود دارد كه اهميت ساختاري چنداني ندارند اما برخي از آنها كنترلكننده شكلگيري قسمتهايي از درهها و رودخانهها شدهاند مانند گسل تنگ چائيده كه قائم به نظر ميرسد و درازاي آن بيش از 8 كيلومتر است. اين گونه گسلها در ناحيه كوه زرچشمه و حوضه آبريز بالاتر از رودخانه و همچنين درحوضه آبريز تنگ چائيده وجود دارند كه يكي از آنها به نام سلطان خليل مهمتر است و بيش از 10 كيلومتر درازا دارد و شيب آن حدود 80 درجه به سوي شمال شرقي است(معمار، 1375: 162-160).
4-2: منابع خاك
براساس بررسيهاي به عمل آمده درباره مطالعات منابع خاك در منطقه سميرم- ايزدخواست مشخص گرديد كه مطالعات خاكشناسي نيمه تفصيلي در اين اراضي و اراضي منطقه مورد بررسي هنوز انجام نشده است. تنها بررسي كه در اين رابطه صورت گرفته به سال 1369 مربوط است. مطالعات مذكور نشان ميدهد كه خاكهاي منطقه مورد مطالعه از سري خاكهاي 2/3، 1/4و 2/8 ميباشند كه بخش بسيار زيادي در سري 2/3 و 1/4 واقع شده است(جدول1-2).
به طور كلي خاكهاي تيپ 2/3 كه بخش اعظم منطقه مورد مطالعه را در بر ميگيرد، شامل فلاتها و تراسهاي فوقاني و واريزههاي بادبزني شكل قديمي نسبتاً مسطح است كه داراي پستي و بلندي كم تا متوسط است وبافت خاك عمدتاً داراي شيب متوسط 1 تا 2 درصد ميباشد.
خاكهاي تيپ1/4 از خاكهاي دشتهاي دامنهاي با شيب ملايم 5/ تا 2 درصد با بافت سنگين ميباشد و خاكهاي تيپ 2/8 شامل واريزههاي بادبزني شكل سنگريزهدار با شيب نسبتاً ملايم 2 تا 5 درصد و داراي پستي و بلندي كم باتعدادي آبراهه بوده و داراي بافت متوسط تا سنگين ميباشد همچنين قابليت اراضي جهت استفاده به شرح زير ميباشد:
خاكهاي تيپ 2/3 ،1/4 و2/8 براي زراعتهاي آبي و درختكاري مناسب ميباشد. خاكهاي تيپ 2/3 عمدتاً از لحاظ طبقهبندي اراضي در كلاس IIs,IIIs بوده كه براي گياهان يك ساله، زراعت آبي و باغات مناسب است وخاكهاي تيپ 1/4در كلاسهاي IIIs براي گياهان زراعي و باغات و خاكهاي تيپ1/8 در كلاس IIs,IIIs قرار دارد كه براي گياهان زراعي و باغات مناسب ميباشد (سازمان آب منطقهاي اصفهان، 21:1369-20).
1-4-2: منابع ارضي
براساس جمعبندي مطالعات انجام شده در محدوده مورد مطالعه، تيپ اصلي شامل تيپهاي تپهها، فلاتها، دشتهاي دامنهاي و واريزه هاي بادبزني شكل سنگريزهدار شناسايي شده است كه در جدول شماره(1-2) مشخصات تيپهاي اصلي اراضي ارائه گرديده است.
جدول (1-2) مشخصات تيپ هاي اصلي اراضي
|
نامگذاري گروههاي بزرگ به روشهاي مختلف |
واحدهاي ارضي |
تيپهاي اصلي |
||
|
SOIL TAXONOY 1975 |
FAO/UMECO 1974 |
IRANIAN |
||
|
Typic Torrior Then Ts |
Calaric Regosols |
Colluvial soils |
2/3 |
تيپ فلاتها |
|
Calcixerollic XerochrpTs |
Haplic Calcisol (yermic phase) |
Calcic Brown Soil |
1/4 |
تيپ دشتهاي دامنهاي |
|
Typic Torrior Then Ts Typic Xeror Then Ts |
Calcaric Regosols |
Colluvial Soil Brown Soil |
2/8 |
تيپ اراضي واريزهاي سنگريزهدار |
ماخذ: سازمان آب منطقه اي اصفهان،1369: 22
با توجه به اراضي منطقه مورد مطالعه، اراضي منطقه به شرح زير مورد بررسي قرار ميگيرد:
1- : واحد اراضي 2/3
واحد اراضي 2/3 شامل فلاتها و تراسهاي فوقاني و واريزههاي بادبزني شكل قديمي نسبتاً مسطح است كه داراي پستي و بلندي كم تا متوسط ميباشد. خاكهاي آن كم عمق تا نيمه عميق سنگريزهدار با بافت متوسط است كه بر روي تجمع مواد آهكي قرار دارند. در حال حاضر غالباً داراي پوشش گياهي يكساله بوده كه به صورت چراگاه فصلي مورد بهرهبرداري قرار ميگيرد كه برخي از قسمتهاي آن به زراعتهاي آبي وباغات اختصاص يافته است. شيب كلي اين بخش از اراضي 1 تا 2 درصد و شيب جانبي آن 3 تا 5 درصد ميباشد. محدوديت كلي آن وجود سنگريزه در عمق خاك و فرسايش ميباشد. وسعت اين اراضي حدود 3875 هكتار ميباشد كه 75/55 درصد وسعت كل منطقه مورد مطالعه را شامل ميشود.
2- : واحد اراضي 1/4
اين واحد اراضي شامل دشتهاي دامنهاي با شيب ملايم 5/ تا 2 درصد و پستي و بلندي كم ميباشد. خاكهاي آن عميق با بافت سنگين و عموماً همراه با تكامل پروفيلي و تمركز طبقه آهكي است. درصد كربن آلي درخاك سطحي آن 36/ تا 1/1 درصد و pH آن بين 4/7 تا 2/8 است كه در پروفيلهاي مختلف تغيير ميكند و درصد كربنات كلسيم بين 20 تا 50 درصد متغير است. اين اراضي مستعد كشت زراعتهاي آبي و باغات بوده كه بخش عمده آن به دليل كمبود آب به صورت باير يا ديم ميباشد و محدوديتهاي آن وجود مقداري سنگريزه در برخي قسمتهاي آن است. وسعت اين اراضي 1850 هكتار بوده كه 6/26 درصد از كل منطقه مورد مطالعه را تشكيل ميدهد.
3- : واحد اراضي 2/8
شامل واريزههاي بادبزني شكل سنگريزهدار با شيب ملايم 2 تا 5 درصد و پستي و بلندي و تعداد كمي آبراهههاي كم عمق فرسايشي ميباشد. خاكهاي اين اراضي نيمه عميق با بافت متوسط تا سنگين است كه بر روي لايههاي گچي قرار گرفته است. اين اراضي داراي پوشش گياهي نسبتاً خوب گياهان مرتعي بوده و علاوه بر استفاده چراگاه فصلي، بعضي قسمتها به صورت قطعات زراعت آبي يا باغات مورد بهرهبرداري قرار ميگيرد. محدوديت اين اراضي، عمق خاك، وجود سنگريزه و فرسايش ميباشد. وسعت اين اراضي حدود 975 هكتار بوده كه 05/14 درصد كل اراضي منطقه مورد مطالعه را شامل ميشود. وسعت اراضي مسكوني و متفرقه در منطقه مورد مطالعه در حدود 250 هكتار يا 6/3 درصد كل اراضي ميباشد.( سازمان آب منطقهاي اصفهان، 25:1369-24).
5-2: آب و هوا- اقليم
به نظر مي رسد از بين تمامي اثرات جغرافيايي كه انسان در معرض آنها واقع است، آب و هوا موثرترين آنها باشد. تاثيري كه همه موجودات را شامل ميشود، در خشكي يا دريا، در دشتها ياكوهها، در جوامع بدوي يا متمدن، انسان بسته به موقعيت خود بايد با اقليم رودررو شود. در مقياس وسيع، آب و هوا نقشي تعيين كننده در محل زندگي انسان، نوع گياهان زراعي، نوع مسكن، نوع لباس و نوع آفات و بيماريهايي كه بايد با آنها مبارزه كند، دارد. استعداد و قابليت توليد محصول زراعي در يك منطقه در اصل بستگي به شرايط اقليمي و خاكي موجود در منطقه دارد. از آنجايي كه عوامل اقليمي اساساً تاثيري منطقهاي بر روي زندگي گياه دارند، تفاوتهاي رفتاري يك گياه زراعي يا گروهي از گياهان زراعي در سراسر يك ناحيه وسيع، يا در يك ايالت يا تعدادي از ايالات، به شرايط خاك بستگي نداشته، بلكه عمدتاً در ارتباط با تحولات اقليمي در نظر گرفته ميشود(جاسبرسينگ، 105:1374).
شناخت و در دست داشتن وضعيت اقليمي مناطق مختلف يك كشور يكي از مهمترين ابزار كار توسعه در آن كشور است. برنامهريزي صحيح بسياري از فعاليتهاي انساني از جمله كشاورزي، منوط به شناخت دقيق اقليم و اقليم كاربردي هر منطقه ميباشد(پاپلي يزدي، 1:1376). در اين رابطه جهت به دست آوردن پارامترهاي اقليمي، ايستگاه هواشناسي ايزدخواست انتخاب واطلاعات مربوط به پارامترهاي اقليمي مورد نظر تجزيه و تحليل گرديد و در ادامه آمده است.
1-5-2: بررسي متغيرهاي آب و هوايي درمنطقه مورد مطالعه
1- : درجه حرارت
در بررسي ويژگيهاي حرارتي منطقه مورد مطالعه پارامترهاي اصلي دما شامل، ميانگينهاي ماهانه حداكثر، حداقل، ميانگين متوسط ماهانه وسالانه دما در دوره اقليمي 79-1343 موردمطالعه و بررسي قرار گرفته ونتايج تفصيلي آن در جدول شماره (2-2) ارائه گرديده است.
جدول (2-2) خلاصه آمار بلندمدت (36 ساله) دما در منطقه مورد مطالعه،79-1343.
|
ماه
پارامتر |
مهر |
آبان |
آذر |
دي |
بهمن |
اسفند |
فروردين |
ارديبهشت |
خرداد |
تير |
مرداد |
شهريور |
متوسط سالانه |
|
حداقل |
4/6 |
3/3 |
8/- |
3- |
6/3- |
4/ |
2/4 |
8/8 |
2/13 |
4/16 |
4/16 |
13 |
4/6 |
|
حداكثر |
4/19 |
1/16 |
7/10 |
6/7 |
9/6 |
4/10 |
1/15 |
2/21 |
1/28 |
2/32 |
9/31 |
1/29 |
4/19 |
|
ميانگين |
9/12 |
7/9 |
0/5 |
3/2 |
6/1 |
4/5 |
7/9 |
15 |
7/20 |
3/24 |
2/24 |
9/21 |
9/12 |
ماخذ: سازمان آب منطقه اي اصفهان، آمار ايستگاه ايزدخواست
متوسط درجه حرارت سالانه در طي دوره آماري(79-1343)، 9/12 درجه سانتيگراد ميباشد. حداكثر مطلق درجه حرارت 2/32 درجه سانتيگراد و مربوط به تيرماه ميباشد. حداقل مطلق درجه حرارت 6/3- درجه سانتيگراد و در ماه بهمن گزارش شده است. در اين رابطه نمودار (1-2) تهيه و ارائه شده است.
نمودار(1-2)حداقل،حداكثر وميانگين درجه حرارت دهستان اسفرجان

2- : ايام يخبندان
اطلاع از تعداد روزهاي يخبندان و زمان شروع و خاتمه آن از نظر فعاليتهاي كشاورزي به ويژه تاثير آن بر روي مراحل مختلف رشد گياهان از اهميت زيادي برخوردار است. معمولاً روز يخبندان به روزي گفته ميشود كه دماي حداقل در آن روز به صفر درجه سانتيگراد يا پايينتر از آن كاهش مييابد. خلاصه آمار مربوط به ايام يخبندان درجدول شماره (3-2) نشان داده شده است.
جدول(3-2)خلاصه آمار ايام يخبندان در منطقه مورد مطالعه،79-1343.
|
ماه پارامتر |
مهر |
آبان |
آذر |
دي |
بهمن |
اسفند |
فروردين |
ارديبهشت |
خرداد |
تير
|
مرداد |
شهريور |
متوسط سالانه |
|
حداكثر |
2 |
19 |
28 |
27 |
25 |
18 |
1 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
107 |
|
متوسط |
0 |
3/6 |
8/20 |
6/25 |
8/19 |
7 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
6/85 |
|
حداقل |
0 |
0 |
8 |
19 |
11 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
66 |
ماخذ: سازمان آب منطقه اي اصفهان،آمار ايستگاه ايزدخواست
در منطقه مورد مطالعه روزهاي يخبندان از مهرماه آغاز ميگردد و تا پايان فروردين ادامه مييابد. بيشترين تعداد روزهاي يخبندان مربوط به آذرماه با 28 روز و حداقل يك روز در فروردين ماه است. حداكثر تعداد روزهاي يخبندان نيز 107 روز ميباشد.
3- : رطوبت نسبي
از لحاظ كشاورزي، رطوبت يكي از عناصر مهم جوي است و نقش مهمي در تغييرات اقليم كشاورزي از منطقهاي به منطقه ديگر ايفا ميكند. در واقع رطوبت نسبي هوا، حالتي از اتمسفر است كه آب موجود در آن به صورت بخار آب در ميآيد. از بين اثرات مفيد احتمالي رطوبت زياد اتمسفري روي رشد گياه، دو مورد داراي اهميت بيشتري است. يكي اينكه، گياه ميتواند تا حدود زيادي رطوبت را از هواي اشباع شده اطراف، جذب نمايد. دوم اينكه رطوبت بر عمل فتوسنتز گياه تاثير ميگذارد. بسياري ازگياهان در شرايط رطوبت بالاي اتمسفري،به خوبي رشد ميكنند، زيرا غالباً هواي اشباع شده، به طور كامل از تعرق جلوگيري ميكند(جاسبرسينگ، 118:1374-117). جهت بررسي اين شاخص اقليمي آمار بلندمدت (36 ساله) ايستگاه مزبور مورد بررسي قرار گرفته و نتايج آن در جدول شماره (4-2) ارائه شده است.
جدول (4-2)خلاصه آمار بلندمدت شاخص رطوبت نسبي در منطقه مورد مطالعه، 79-1343.
|
ماه پارامتر |
مهر |
آبان |
آذر |
دي |
بهمن |
اسفند |
فروردين |
ارديبهشت |
خرداد |
تير |
مرداد |
شهريور |
متوسط سالانه |
|
حداكثر |
55 |
58 |
65 |
66 |
67 |
57 |
47 |
36 |
27 |
27 |
28 |
29 |
42 |
|
متوسط |
4/36 |
3/44 |
6/52 |
7/53 |
4/50 |
4/44 |
5/35 |
2/30 |
3/23 |
5/22 |
2/23 |
2/26 |
7/36 |
|
حداقل |
22 |
27 |
39 |
37 |
39 |
32 |
18 |
20 |
15 |
14 |
12 |
16 |
30 |
ماخذ: سازمان آب منطقه اي اصفهان،آمار ايستگاه ايزدخواست
با توجه به جدول فوق، طي دوره آماري 79-1343 متوسط رطوبت نسبي ساليانه منطقه مورد بررسي 7/36 درصد ميباشد. متوسط بيشترين رطوبت نسبي در دي ماه 7/53 درصد و متوسط حداقل آن در تيرماه 5/22 درصد است.
4- : بارندگي
بارندگي به عنوان يك پارامتر عمده اكولوژيكي، فرمهاي متنوع يا سيستمهاي گوناگون كشاورزي را در دنيا ايجاد كرده است. بارندگي يك عنصر آب وهوايي غالب ميباشد كه تراكم و محل استقرار سيستمهاي زراعي و انتخاب عمليات كشاورزي زارع را تحت تاثير قرارميدهد و زماني كه با مقدار كم، نوسان وعدم اطمينان همراه باشد، به خطري اقليمي براي كشاورزي تبديل ميشود (جاسبرسينگ، 123:1374). تجزيه و تحليل شرايط بارندگي محلي بدون شك بيشترين فايده را خواهد داشت. در همين رابطه آمار بارندگي 36 ساله (1379-1343) منطقه موردمطالعه در جدول شماره (5-2) نشان داده شده است.
جدول (5-2) آمار بلندمدت بارندگي سالانه منطقه مورد مطالعه، 79-1343.
|
مقداربارندگي (ميلي متر) |
سال |
مقدار بارندگي (ميلي متر) |
سال |
|
5/141 |
62-61 |
7/161 |
44-43 |
|
195 |
63-62 |
3/160 |
45-44 |
|
197 |
64-63 |
129 |
46-45 |
|
2/217 |
65-64 |
1/149 |
47-46 |
|
5/269 |
66-65 |
4/206 |
48-47 |
|
5/182 |
67-66 |
8/95 |
49-48 |
|
94 |
68-67 |
8/124 |
50-49 |
|
5/129 |
69-68 |
217 |
51-50 |
|
5/132 |
70-69 |
4/90 |
52-51 |
|
5/177 |
71-70 |
9/148 |
53-52 |
|
138 |
72-71 |
9/179 |
54-53 |
|
5/107 |
73-72 |
1/277 |
55-54 |
|
5/142 |
74-73 |
143 |
56-55 |
|
2/198 |
75-74 |
194 |
57-56 |
|
5/192 |
76-75 |
116 |
58-57 |
|
7/156 |
77-76 |
3/210 |
59-58 |
|
6/149 |
78-77 |
5/124 |
60-59 |
|
7/114 |
79-78 |
157 |
61-60 |
ماخذ: سازمان آب منطقه اي اصفهان،آمار ايستگاه ايزدخواست
براساس جدول مزبور متوسط بارندگي در منطقه موردمطالعه، 2/162 ميليمتر ميباشد. همچنين حداكثر و حداقل بارندگي به ترتيب 1/277 و 4/90 ميليمتر گزارش شده است. بررسي جدول شماره(6-2) نشان ميدهد كه بارندگيهاي فصلي در درجه اول زمستانه است كه در حدود 1/51 درصد كل بارش را شامل ميگردد و پس از آن بارندگي پائيزه (5/27درصد) و بهاره (2/20درصد) قرار ميگيرد. بارش تابستانه ناچيز و در حدود 2/1 درصد كل بارش سالانه راشامل ميشود و حداكثر بارش ماهانه به مفهوم آماري در اسفندماه حادث ميگردد.
جدول (6-2) توزيع بارندگي سالانه در ماههاي سال
|
ماه |
بارندگي (درصد) |
ماه |
بارندگي (درصد) |
ماه |
بارندگي (درصد) |
ماه |
بارندگي (درصد) |
|
مهر |
9/2 |
دي |
3/17 |
فروردين |
9/12 |
تير |
6/. |
|
آبان |
4/8 |
بهمن |
7/15 |
ارديبهشت |
8/6 |
مرداد |
4/ |
|
آذر |
2/16 |
اسفند |
1/18 |
خرداد |
5/ |
شهريور |
2 |
|
پائيز |
5/27 |
زمستان |
1/51 |
بهار |
2/20 |
تابستان |
2/1 |
الف: سال هاي تر و خشك:
جهت بررسي چگونگي وضعيت بارندگي وتعيين سال هاي تر و خشك منطقه طي دوره مورد بررسي(79- 1343)نمودار شماره(2-2) تهيه و ارائه گرديده است. از نمودار پيداست كه سال هاي76،75،71،67،66،65،64،63،59،55،54،51 و48 پر باران و بقيه سال ها كم باران يا خشك بوده اند.
نمودار شماره (2-2) روند تغييرات بارندگي دهستان اسفرجان طي دوره 79-1343

5- : باد
باد يك كميت برداري بوده كه علاوه بر سرعت، جهت آن نيز داراي اهميت است. در بررسيهاي مربوط به سرعت و جهت باد ازآمار واطلاعات دو ايستگاه سينوپتيك اصفهان و آباده استفاده شده است. نتايج حاصل از تجزيه و تحليل دادههاي موجود به صورت مقادير سرعت متوسط، تعداد ديدهباني و درصد جهت وزش باد در جهات مختلف براي ايستگاههاي موردمطالعه در جدول شماره (7-2) و متوسط سرعت باد ماهانه نيز در جدول شماره (8-2) ارائه گرديده است.
جدول (7-2) متوسط سرعت، توزيع و جهت وزش باد، 1995-1988
|
نام ايستگاه |
جهت وزش باد |
باد آرام |
باد شمالي |
باد شمال شرقي |
باد شرقي |
باد جنوب شرقي |
باد جنوبي |
باد جنوب غربي |
باد غربي |
باد شمال غربي |
مجموع |
|
پارامتر |
|||||||||||
|
اصفهان |
سرعت متوسط m/sec |
- |
8/2 |
7/2 |
3/3 |
6/3 |
1/4 |
8/4 |
04/4 |
2/3 |
- |
|
تعداد ديدهبان |
12621 |
358 |
756 |
1337 |
1015 |
511 |
1421 |
1820 |
735 |
20573 |
|
|
درصد جهت وزش باد |
3/61 |
7/1 |
7/3 |
5/6 |
9/4 |
5/2 |
9/6 |
9/8 |
6/3 |
100 |
|
|
آباده |
سرعت متوسط m/sec |
- |
9/4 |
2/4 |
1/3 |
2/3 |
1/5 |
5/6 |
9/4 |
5/3 |
- |
|
تعداد ديدهبان |
10757 |
2425 |
543 |
243 |
293 |
528 |
1880 |
1733 |
1825 |
20218 |
|
|
درصد جهت وزش باد |
2/53 |
12 |
6/2 |
2/1 |
5/1 |
6/2 |
3/9 |
6/8 |
9 |
100 |
ماخذ: سازمان هواشناسي استان اصفهان
جدول (8-2) متوسط سرعت باد ماهانه در ايستگاههاي موردمطالعه
|
ماه
نام ايستگاه |
مهر |
آبان |
آذر |
دي |
بهمن |
اسفند |
فروردين |
ارديبهشت |
خرداد |
تير |
مرداد |
شهريور |
متوسط سالانه |
|
اصفهان |
9/2 |
3/3 |
2/3 |
5/3 |
7/3 |
3/4 |
4 |
4 |
6/3 |
4/3 |
2/3 |
4/3 |
5/3 |
|
آباده |
8/3 |
7/3 |
1/3 |
4 |
9/3 |
7/4 |
5/4 |
6/4 |
4/4 |
4/4 |
4/4 |
4/4 |
4/4 |
ماخذ:سازمان هواشناسي استان اصفهان
بررسي آمار به دست آمده نشان ميدهد كه متوسط سرعت باد درمنطقه مورد مطالعه 9/3 متر بر ثانيه بوده و حداكثر سرعت باد در ماه مارس(اسفند) رخ ميدهد كه مقدار متوسط آن 7/4 متر بر ثانيه است. بررسي جهت وزش باد، نشان ميدهد كه باد غالب در منطقه عمدتاً از جهات غرب و جنوب غربي ميوزد.
2-5-2 : تعيين نوع اقليم منطقه مورد بررسي
در قسمتهاي قبل عناصري نظير دما، بارندگي، نم نسبي و… كه در واقع عناصر آب و هوايي يا اقليمي هستند، مورد مطالعه قرار گرفتند. در تعيين خصوصيات اقليمي هر ناحيه علاوه بر ميانگينها، كه اساس طبقهبندي و تعيين نوع اقليم را تشكيل ميدهند، توجه به فراواني و فركانس هر يك از عناصر مورد نظر نيز اهميت داشته و براي تبين بيشتر شرايط اقليمي منطقه مفيد واقع ميشوند.
1- : نمودار آمبروترميك
براي نمايش بهتر دو عنصر مهم اقليمي نمودار آمبروترميك(بارندگي- دما) اسفرجان تهيه وبه صورت نمودار(3-2)ارائه شده است.
نمودار(3-2) نمودار آمبروترميك دهستان اسفرجان

نمودار مزبور نشان ميدهد كه در دوره سرد سال، ميزان دما پايين وميزان بارندگي افزايش مييابد. عكس آن در فصل گرم، افزايش دما با افت نزولات جوي همراه ميشود و خشكي فيزيكي تابستان بر منطقه حاكم ميگردد.
2- : طبقهبندي اقليمي با روش دومارتن
براي تعيين وضعيت اقليمي منطقه مورد مطالعه با استانداردهاي علمي از فرمول تجربي دومارتن كه عوامل حرارت و ميزان بارندگي را ملاك طبقهبندي قرار داده استفاده ميكنيم. در فرمول دومارتن ضريب خشكي نسبت مستقيم با بارندگي و نسبت عكس با درجه حرارت ساليانه دارد، كاهش ضريب خشكي دليل بر خشكي منطقه و افزايش آن مويد، مرطوب بودن آن است.
I = ضريب خشكي دومارتن
T = متوسط درجه حرارت ساليانه(سانتيگراد)
P = متوسط بارندگي ساليانه(ميليمتر)
با توجه به بارندگي سالانه(2/162 ميليمتر) و درجه حرارت متوسط(9/12 درجه سانتيگراد)، ضريب دومارتن برابر 08/7 خواهد بود كه با در نظر گرفتن اين شاخص، اقليم منطقه در نوع اقليم خشك طبقهبندي ميشود كه در نمودار (4-2) ارائه شده است. هم چنان كه مشاهده ميشود، اقليم منطقه بين محدوده خشك قرار ميگيرد و تعميم آن بر روي محدوده موردمطالعه در بخش كوهستاني در فصول سرد تا نيمه مرطوب كشيده ميشود.
3- : طبقهبندي به روش آمبرژه
آمبرژه براي تعيين نوع اقليم، رابطه زير را پيشنهاد مي كند:
![]()
در رابطه فوق
Q2= ضريب رطوبت
P = ميزان بارندگي سالانه
M = ميانگين حداكثر دماي گرمترين ماه سال به كلوين
m = ميانگين حداقل دماي سردترين ماه سال به كلوين
با توجه به مقادير درجه حرارت و بارندگي و رابطه مزبور اقليم نماي آمبرژه، نوع اقليم خشك وسرد است.
![]()
نمودارشماره(5-2)اقليم نماي آمبرژه دهستان اسفرجان

با توجه بررسي هاي اقليمي مي توان نتيجه گيري كرد كه اقليم منطقه از نوع خشك تا خشك سرد بوده و منابع آب در آن محدود است.
6-2: منابع آب
قسمت اعظم خاك ايران زمين با توجه به شرايط جغرافيايي، جزء مناطق خشك ونيمه خشك جهان محسوب ميشود. در چنين مناطقي زندگي الزاماً در ارتباط با آب شكل گرفته و وجود منابع آب(از نظر كمي و كيفي) همواره در تشكيل اجتماعات انساني نقش بسزايي داشته است، زيرا بدون وجود آب تشكيل جوامع بشري با اقتصاد مبتني بر كشاورزي و بهرهبرداري از زمين، چه در گذشته و چه در حال حاضر، امكان ناپذير است. اصولاًدر فلات ايران هر جا كه روستايي پاگرفته، قطعاً منبع آبي وجود داشته و توسعه روستا نيز تاحدود زيادي به منبع آب آن وابسته بوده است و بالعكس، روستاهايي كه متروك شدهاند، غالباً به اين دليل بوده كه در اثر عوامل مختلفي، مانند زلزله، خشكسالي و غيره منابع آب آنها آسيب ديده است.
تامين آب روستاهايي كه در مناطق خشك ونيمه خشك قرار دارند، در گذشته يا توسط قنوات و يا از طريق چشمه بوده است، ولي در سالهاي اخير با پيشرفت تكنيك، احداث چاههاي عميق و نيمه عميق نيز در روستاهاي ايران رايج شده كه در حال حاضر مهمترين منابع آب روستاها راتشكيل ميدهد(مهدوي، 4:1372).
1-6-2: منابع آب سطحي
منابع آب سطحي، منابعي هستند كه در سطح زمين يافت ميشوند، اين آبها بخشي از نزولات جوياند كه در سطح زمين باقي مانده و به صورت منابع آب در ميآيند مانند رودخانهها، نهرها، درياچهها و بركهها. قسمتي از بارندگي كه در زمين نفوذ ميكند، وقتي به صورت چشمه خارج ميگردد و در بستر رودها جاري ميشود نيز به آب سطحي تبديل ميشود.
1-1-6-2:رودخانه زرچشمه
تنها منبع آب سطحي دائمي درمنطقه تحت مطالعه رودخانه زر چشمه اسفرجان است. حوضه
آبريز اين رودخانه از شمال به وسيله كوه پلنگي با ارتفاع 3012 متر و از جنوب وغرب
از طريق كوه سلطان خليل باارتفاع 3139 متر محدود شده و از شرق به دشت ختم ميشود.
مساحت حوضه آبريز اين رودخانه حدود 275 كيلومترمربع است. در وسط اين حوضه آبريز،
رودخانه دائمي زرچشمه اسفرجان جريان دارد كه حوضه را زهكشي مينمايد ولي منبع اصلي
جريان آب آن، زرچشمه است كه در جنوب غربي حوضه واقع بوده و از كوههاي آهكي
آينه قبري و سلطان خليل تغذيه ميشود. آب اين چشمه پس از طي مسافت 5/12 كيلومتر در
خط القعر حوضه ابتدا به روستاي هونجان و آن گاه بعد از طي 21 كيلومتر به روستاي
اسفرجان ميرسد. ارتفاع متوسط حوضه آبريز اين رودخانه 2610 متر است. مشخصات
فيزيوگرافي حوضه آبريز رودخانه زرچشمه در جدول شماره (9-2) آمده است.
جدول (9- 2) مشخصات فيزيوگرافي حوضه آبريز رودخانه زرچشمه اسفرجان
|
نام رودخانه |
مساحت حوضه |
محيط حوضه |
طول رودخانه |
شيب رودخانه (درصد) |
شيب حوضه (درصد) |
ابعاد مستطيل معادل km |
ارتفاع از سطح دريا |
زمان تمركز |
||||
|
طول |
عرض |
نسبت طول |
حداكثر |
متوسط |
حداقل |
|||||||
|
زرچشمه اسفرجان |
275 |
5/82 |
5/23 |
51/2 |
16/21 |
89/32 |
36/8 |
93/3 |
3700 |
2610 |
2170 |
41/4 |
ماخذ: سازمان آب منطقه اي اصفهان،1369 :42
برروي رودخانه اسفرجان يك ايستگاه هيدرومتري در ارتفاع 2170 متري وجود دارد كه مختصات جغرافيايي آن به طول 51 درجه و 54 دقيقه شرقي و عرض جغرافيايي 31 درجه و 38 دقيقه شمالي ميباشد. اين ايستگاه در سال آبي 56- 1355 تاسيس شده و داراي آمار است كه در جدول شماره(10-2) انعكاس يافته است. در جدول مزبور ديده ميشود كه بيشترين مقدار آبدهي سالانه مربوط به سال آبي 72-1371 است. به عبارت ديگر اين سال پرآبترين سال بوده و كمآبترين سال سال آبي 64-1363 ميباشد.
جدول (10-2) مقادير آبدهي سالانه رودخانه زرچشمه
|
تخليه سالانه (ميليون متر مكعب) |
دبي متوسط سالانه (مترمكعب) |
سال آبي |
|
037/11 |
35/ |
56-55 |
|
27/30 |
96/ |
57-56 |
|
56/13 |
43/ |
58-57 |
|
49/26 |
84/ |
59-58 |
|
97/17 |
57/ |
60-59 |
|
82/14 |
47/ |
61-60 |
|
45/15 |
49/ |
62-61 |
|
88/7 |
25/ |
63-62 |
|
36/5 |
17/ |
64-63 |
|
19/14 |
45/ |
65-64 |
|
69/28 |
91/ |
66-65 |
|
86/19 |
63/ |
67-66 |
|
14/9 |
29/ |
68-67 |
|
87/13 |
44/ |
69-68 |
|
77/9 |
31/ |
70-69 |
|
15/38 |
21/1 |
71-70 |
|
88/48 |
55/1 |
72-71 |
|
92/11 |
378/ |
73-72 |
|
25/17 |
547/ |
74-73 |
|
4/10 |
33/ |
75-74 |
|
88/48 |
55/1 |
حداكثر |
|
29/18 |
58/ |
متوسط |
|
36/5 |
17/ |
حداقل |
به منظور مشخص تر كردن ميانگين آورد سالانه رودخانه زرچشمه اسفرج وروند تغييرات دبي آن نمودار شماره(6-2) رسم و ميانگين آن محاسبه ونشان داده شده است. در نمودار مزبور ديده ميشود كه به مدت 6 سال، مقدار دبي بالاتر از ميانگين و 14 سال كمتر از ميانگين بوده است. اين مسئله مي تواند مويدخشكسالي و ترسالي نيز باشد، در ترساليها مقدار آورد سالانه رودخانه از مقدار ميانگين بيشتر و در خشكساليها مقدار آن از مقدار ميانگين كمتر بوده است.ان

آمار آبدهي ماهانه ايستگاه هيدرومتري اسفرجان طي سالهاي آبي 56- 1355 تا 75- 1374 در جدول شماره (11-2) آمده است. به طوري كه از اين جدول و هيستوگرام آبدهي ماهانه پيداست ، حداكثر مقدار آبدهي ماهانه مربوط به ماه ارديبهشت بوده و حداقل آبدهي مربوط به آبان ماه است. معهذا به طور كلي ماههاي فروردين، ارديبهشت و خرداد پرآبترين ماههاي سال و ماههاي شهريور، مهر و آبان كمآب ترين ماههاي سال ميباشند.جهت بررسي آبدهي ماهانه رودخانه زرچشمه، هيستوگرام آبدهي ماهانه رودخانه نيز تهيه و به صورت نمودار شماره(7-2) ارائه گرديده است.
جدول (11-2) آمار آبدهي ماهانه رودخانه زرچشمه اسفرجان
|
متوسط ساليانه |
شهريور |
مرداد |
تير |
خرداد |
ارديبهشت |
فروردين |
اسفند |
بهمن |
دي |
آذر |
آبان |
مهر |
ماه سال |
|
35/ |
16/ |
23/ |
33/ |
57/ |
97/ |
69/ |
39/ |
22/ |
19/ |
18/ |
14/ |
14/ |
56-55 |
|
96/ |
44/ |
64/ |
90/ |
55/1 |
65/2 |
89/1 |
08/1 |
59/ |
53/ |
48/ |
38/ |
39/ |
57-56 |
|
43/ |
20/ |
28/ |
40/ |
69/ |
19/1 |
85/ |
48/ |
27/ |
24/ |
22/ |
17/ |
18/ |
58-57 |
|
84/ |
38/ |
56/ |
79/ |
36/1 |
32/2 |
66/1 |
95/ |
52/ |
46/ |
42/ |
33/ |
34/ |
59-58 |
|
57/ |
26/ |
38/ |
53/ |
92/ |
57/1 |
12/1 |
64/ |
35/ |
31/ |
29/ |
22/ |
23/ |
60-59 |
|
47/ |
21/ |
31/ |
44/ |
76/ |
30/1 |
93/ |
53/ |
29/ |
26/ |
24/ |
18/ |
19/ |
61-60 |
|
49/ |
22/ |