![]() |
|
1-3: كليات ويژگيهاي جمعيتي امروزه مسايل مربوط به جمعيت، خصوصيات و ويژگيهاي آن، چنان رابطه تنگاتنگي با خود و با عوامل غيرجمعيتي پيدا كرده است كه جايي را براي اثبات حقانيت خود مبني بر ضرورت توجه به مسائل جمعيتي در ارتباط با ديگر عوامل از قبيل منابع طبيعي، زيستمحيطي، غذايي، مسايل سياسي و امنيتي وغيره باقي نگذاشته است. در حقيقت محدوديتهاي موجود در سطح كره زمين آن هم در ابعاد وسيع و در طيفي گسترده كه كانون توجه اغلب دانشمندان و صاحبنظران است و اگر نگوييم همه آنها مستقيماً تحت تاثير جمعيت وتحولات آن پا گرفته، حداقل ميتوان مدعي شد كه به طور غيرمستقيم تحميل شده از سوي جمعيت و ابعاد مختلف آن بوده است (جوان، 7:1380). تاثير مستقيم يا غيرمستقيم عامل جمعيت امري است كه بخصوص پس از جنگ جهاني دوم مورد تاييد مقامات دولتي وغيردولتي واقع گرديده و در تمام كشورهاي جهان در برنامههاي توسعه و پيشرفت اجتماعي- اقتصادي، به آن توجه ميشود. عامل جمعيت هميشه و در همه جا حضور وتاثير داشته و تمام مظاهر و شئون اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي به آن وابستگي دارد. اطلاع وآگاهي از مسايل جمعيت و ابعاد آن داراي اهميت فراواني ميباشد، لذا در فصل حاضر به بررسي خصوصيات جمعيتي دهستان اسفرجان پرداخته خواهد شد.
2-3: تعداد جمعيت براساس گزارش شبكه بهداشت و درمان شهرستان شهرضا، دهستان اسفرجان در سال 1382 داراي 7785 نفر جمعيت بوده كه در سه روستاي اسفرجان، هونجان و امينآباد ساكن ميباشند. جدول شماره (1-3) جمعيت و تعداد خانوار ساكن در منطقه مورد مطالعه را طي دورههاي 35، 45، 55، 65، 75 و 82 به تفكيك روستا نشان ميدهد. جدول شماره (1-3) تعداد جمعيت و خانوار روستاهاي دهستان اسفرجان طي دوره 35 تا 1382
ماخذ: شبكه بهداشت و درمان شهرستان شهرضا و مركز آمار ايران75، 65، 55، 45، 1335
3-3: توزيع جمعيت نحوه توزيع و پراكنش جمعيت در دهستان اسفرجان به عوامل جغرافيايي همچون وجود منابع آب، خاك، آب و هوا و غيره بستگي دارد به طوري كه روستاهاي اسفرجان و هونجان كه داراي جمعيت بيشتري ميباشند، داراي منابع آب و خاك نسبتاً مطلوبتري بوده وجمعاً حدود 3/83 درصد جمعيت دهستان را در خود جاي دادهاند. بنابراين ميتوان نتيجه گرفت كه الگوي توزيع جمعيت حاصل مقتضيات محيط طبيعي بوده و عواملي همچون فيزيوگرافي، مقدار ريزشهاي جوي، حاصلخيزي خاك و در اختيار بودن آبهاي سطحي و غيره را ميتوان در اين توزيع موثر دانست.
4-3: تراكم جمعيت در راستاي مطالعات جمعيتي، داشتن كل جمعيت يك كشور و يا يك ناحيه به طور مطلق هر چند لازم است، ولي كافي و وافي مقصود نيست و بايد رابطهاي بين اين رقم و بعضي عوامل ديگر، مثل مساحت منطقهاي كه جمعيت مورد نظر روي آن زندگي ميكنند و يا نسبت جمعيت به مساحت زير كشت و سايرعوامل نيز برقرار گردد، تا فشار جمعيت بر روي زمين و امكانات اقتصادي منطقه مشخص و ظرفيت اقتصادي آن مورد مطالعه و سنجش قرار گيرد. اين امر خصوصا" در سرزميني مثل ايران كه داراي اقليمهاي متفاوت در محدودههاي نسبتاً كوچك ميباشد، امري است لازم و ضروري(جوان،76:1380-74). با توجه به مطالب ذكر شده به بررسي تراكم نسبي و بيولوژيك جمعيت درمنطقه مورد بررسي ميپردازيم.
1-4-3: تراكم نسبي جمعيت براساس نتايج سرشماري نفوس و مسكن در سال 1375، تراكم نسبي جمعيت دركشور و استان اصفهان حدود 37 نفر در كيلومتر مربع، در شهرستان شهرضا 37 و در دهستان مورد مطالعه 7 نفر در كيلومتر مربع ميباشد. تراكم جمعيت را در استان اصفهان بايد معلول داشتن مراكز متعدد صنعتي وامكانات مناسب كشاورزي، خصوصاً در زمينه آبياري دانست. صنايع دستي، محصولات كارخانهاي، ريسندگي و بافندگي و بالاخره صنعت قاليبافي منطقه اهميت بسيار زيادي دارد. قدمت صنايع دستي منطقه شايد به چندين قرن ميرسد، اما صنايع كارخانهاي آن كمتر از يك قرن است كه پايهگذاري شده است. غير از صنايع فوق، صنايع مختلف ديگري در اين منطقه متمركز گرديدهاند كه از بين آنها ميتوان به صنايع سنگين، ماشينآلات و صنايع غذايي اشاره نمود. واضح است كه هر يك از اين صنايع به طريقي سبب جذب جمعيت ميگردد. همين حالت را تا حدودي در مورد شهرضا نيز ميتوان صادق دانست به طوري كه احداث كارخانجات، موقعيت مركزيت شهرستاني و استقرار ادارات و سازمانهاي دولتي وغيردولتي در آن وهمچنين موقعيت مطلوب ارتباطي آن در رابطه با شهرهاي اصفهان و شيراز را ميتوان در تراكم جمعيت آن دخيل دانست. پائين بودن تراكم نسبي جمعيت در منطقه موردمطالعه را بايد در عوامل طبيعي و اقتصادي جستجو نمود. به طوري كه به دليل مشكلاتي كه در زمينه كمبود منابع آب وجود دارد، اساس كشاورزي وساير فعاليتهاي اقتصادي منطقه دچار ضعف ميباشد و لذا توانايي ايجاد اشتغال و درآمد براي ساكنين را نداشته و نتوانسته است سبب جذب و تثبيت جمعيت در منطقه شود، در طرف ديگر، وجود مراكز شهري و صنعتي همچون اصفهان و شهرضا را بايد در اين مورد دخيل دانست، زيرا باعث خروج جمعيت از اين منطقه بعد از سال 1365 شده و سبب پائين تر شدن تراكم نسبي جمعيت شده است. 2-4-3: تراكم بيولوژيك جمعيت ميزان تراكم زيستي يا حياتي (بيولوژيكي) جمعيت عبارت است از رابطه ميان وسعت زمينهاي زيركشت يا قابل كشت يك منطقه با جمعيت آن، و به سخني ديگر، نسبت تعداد جمعيت در واحد زمين زراعي، و آن از تقسيم تعداد كل جمعيت به مساحت زمينهاي زراعي(برحسب هكتار) بدست مي آيد. تراكم زيستي را معمولاً براساس مساحت زمينهاي زيركشت و آيش محاسبه ميكنند اما گاه مساحت زمينهاي قابل كشت را نيزدر نظر ميگيرند(تقوي، 34:1378). با توجه به اين كه زمينهاي زيركشت دهستان اسفرجان در سال 1382، حدود 2402 هكتار و ميزان جمعيت دهستان در همان سال 7785 نفر بوده است، ميزان تراكم بيولوژيكي منطقه تحت بررسي، 2/3 نفر در هكتار را نشان مي دهد. ميزان تراكم بيولوژيكي به تفكيك روستا در جدول شماره(2-3) ارائه شده است. جدول شماره (2-3) تراكم بيولوژيكي جمعيت دهستان اسفرجان به تفكيك روستا،1382
از جدول مزبور پيداست كه مابين روستاهاي منطقه، روستاي هونجان از تراكم بيولوژيكي بالاتري بهره منداست كه دليل آن شرايط خاص فيزيوگرافي ومشكلات موجود در بهرهبرداري از منابع آبي ميباشد. به صورتي كه اراضي قسمت غربي و جنوب غربي روستا كه از پتانسيل مطلوب خاك برخوردار است، در شرايط كنوني زير كشت نميباشند كه مهمترين دليل آن وجود مشكلاتي در زمينه تامين آب كافي براي اينگونه اراضي است و اراضي زيركشت فعلي نيز به دليل شرايط فيزيوگرافي و تنگناهاي ژئومورفيك امكان گسترش بيشتري نداشته و در نتيجه سبب بالا رفتن تراكم بيولوژيكي شده است. در مورد روستاي امينآباد نيز مهمترين دليل افزايش تراكم بيولوژيكي، كمبود منابع آب ودر نتيجه كاهش سطح زيركشت ميباشد. در مورد روستاي اسفرجان نيز اين گونه ميتوان بيان نمود كه در حال حاضر تراكم جمعيت پايين تر از روستاهاي ديگر ميباشد، زيرا به دليل مشكلاتي كه در زمينه كمبود منابع آبي وجود دارد بسياري از اراضي مساعد و با پتانسيل مطلوب به زيركشت نرفته و درنتيجه اقتصاد منطقه داراي نقصان و ضعف ميباشد.
5-3: الگوي تركيب جمعيت شناخت يك جمعيت به تجزيه كلي آن به گروههاي كوچك كه بر حسب برخي ويژگيها همساني دارند، بستگي دارد. به اين ترتيب جمعيت ميتواند برحسب ملاكهاي توزيع زير مورد مطالعه قرار گيرد: · برحسب وضعيت خانوادگي · برحسب ميزان سواد و معلومات · برحسب نوع فعاليتهاي اقتصادي · برحسب مراقبتهاي بهداشتي و غيره بنابراين معيارهاي طبقهبندي خيلي متنوع اند. لكن اين تنوع به هر شكل كه باشد بهتر اين است كه هميشه يك طبقهبندي اساسي صورت گيرد و آن عبارت است از جنس و سن(رولان پرسا، 22:1371). زيرا اين دو پارامتر بر ساير عوامل همچون مسكن، تسهيلات بهداشتي، آموزشي وغيره تاثير ميگذارند، به همين دليل به بررسي الگوهاي تركيب جمعيت منطقه مورد بررسي پرداخته ميشود. 1-5-3: توزيع سني جمعيت بررسي و طبقهبندي جمعيت يك جامعه به تفكيك سن كه از روي سال تولد افراد صورت ميگيرد، توزيع سني ناميده ميشود(تقوي، 53:1372). جدول شماره(3-3) توزيع سني جمعيت را در منطقه مورد مطالعه در سال 1382 نشان ميدهد. جدول شماره (3-3)، توزيع سني جمعيت دهستان اسفرجان،1382
ماخذ: شبكه بهداشت و درمان شهرستان شهرضا بررسي توزيع سني جمعيت يك جامعه از نظر پيشبيني وضع آينده آن جامعه و پيشبيني احتياجات آتي جمعيت داراي اهميت فراواني است. با بررسي جدول مزبور اين گونه دريافت ميشودكه 22 درصد جمعيت در گروه سني جوانان و خردسالان ، 3/65 درصد در گروه سني بزرگسالان و 7/12 درصد درگروه سني سالخوردگان قرار دارند.خردسالان، معمولاً توليدكننده نميباشند و در جوامع پيشرفته كه جمعيتها رو به پيري ميروند، اهميت بيشتري دارند. بزرگسالان گروه اصلي توليدكننده اقتصادي وعامل تجديد نسل بوده و بار اصلي اقتصاد را به دوش ميكشند، اين دسته متحركترين گروههاي سني به شمار ميروند. از نظر توليد، نسبت اين گروه سني به بقيه جمعيت بايد زياد باشد، همچنان كه در اروپا و كشورهاي مهاجرپذير اين مسئله به چشم ميخورد، محاسبه چنين نسبتي به بار تكفل1 معروف است( نسبت افراد غيرفعال به افراد فعال ضرب در 100 را ضريب وابستگي يا بار تكفل مينامند و با D.R نمايش ميدهند). با توجه به تعداد جمعيت هر يك از گروههاي سني ضريب وابستگي در منطقه تحت بررسي رقم 3/2 را نشان مي دهد. نكته ديگري كه از توزيع سني جمعيت دهستان اسفرجان دريافت ميشود اين است كه در حدود 7/12 درصد جمعيت را پيران و كهنسالان تشكيل ميدهند. اين ميزان براي روستاي اسفرجان 5/14، هونجان 7/12 و امينآباد 5/9 ميباشد كه نشاندهنده بالاتر بودن نسبت اين گروه در روستاهاي اسفرجان و هونجان است كه يكي از مهمترين دلايل را بايد در مهاجرت جوانان و به تبع آن افزايش نسبت سالخوردگان دانست.
2-5-3: توزيع جنسي جمعيت در مطالعات جمعيتي شايد مسالهاي كه بعد از قدر مطلق جمعيت اهميت دارد، تركيب جنسي جمعيت است. هدف از آن بررسي جمعيت از نظر جنس و تشخيص فزوني يكي از دو جنس نسبت به هم ميباشد، زيرا برتري و فزوني يكي از اين دو جنس داراي نتايج دموگرافيك و انعكاس نامشابهي ميباشد. سنجش اين مساله به وسيله نسبت جنسي امكانپذير ميگردد. اين شاخص نسبت مردان را در برابر هر 100 نفر زن نشان ميدهد و اغلب به صورت درصد بيان ميشود(جوان،134:1380) جهت بررسي توزيع جنسي جمعيت در منطقه مورد مطالعه جدول شماره(4-3) ارائه گرديده است. جدول(4-3)توزيع جنسي جمعيت دهستان اسفرجان،1382
ماخذ: شبكه بهداشت و درمان شهرستان شهرضا با توجه به جدول شماره (4-3)، حدود 31/51 درصد جمعيت را مردان و 69/48 درصد را زنان تشكيل ميدهند. براساس تحليلهاي انجام شده نسبت جنسي در منطقه مورد مطالعه،3/105 نفر ميباشد كه اين نسبت از نسبت جنسي كشور(6/103) و استان اصفهان(8/102) بيشتر ميباشد. به منظور ارزيابي وضعيت نسبت جنسي گروههاي سني مختلف جدول شماره(5-3) تهيه وارائه شده است. جدول شماره (5-3) نسبت جنسي گروههاي سني مختلف در منطقه تحت بررسي،1382
جهت تجزيه وتحليل دقيق تر ساختمان سني و جنسي جمعيت منطقه تحت مطالعه، هرم سني دهستان به صورت نمودار شماره(1-3) ترسيم و ارائه شده است. نمودار شماره (1-3) هرم سني دهستان اسفرجان
جدول شماره (6-3)، توزيع جمعيت دهستان اسفرجان در گروههاي عمده سني،1382
6 -3: حركات جمعيت انتقال و جابهجايي گروههاي انساني در زمان و مكان، «حركت جمعيتي» ناميده ميشود. در حركات جمعيتي تعداد افراد، مهم و تعيين كننده نيست اما شماره آن بايد به اندازهاي برسد كه براي تشكيل و ساختن يك پديده گروهي كافي باشد. حركات جمعيت ممكن است در داخل يك جامعه و يا بين جوامع مختلف انجام گيرد و ميتواند موقتي يا دائم باشد. دو شكل اساسي حركات جمعيت عبارت است از حركات طبيعي يا زماني(تولد ومرگ) و حركات جغرافيايي يا مكاني(مهاجرت) (تقوي، 109:1372). 1-6-3: حركات طبيعي جمعيت در حركات طبيعي جمعيت، ميزان مواليد، ميزان مرگومير، رشد جمعيت و تغييرات آن مورد بررسي قرار ميگيرد كه در منطقه تحت مطالعه بشرح زير است.
1-1-6-3: ميزان مواليد ولادت اساس و نقطه آغازين تشكيل جمعيت است. نه تنها از ميزان ولادت ميتوان به ميزان رشد و توسعه اقتصادي و اجتماعي مناطق مختلف جغرافيايي پي برد، بلكه موفقيت بسياري از طرحها و سياستهاي جمعيتي در گرو شناخت و برآورد دقيق ميزان ولادتها و در نهايت كنترل رشد آن نهفته است. جدول شماره (7-3)، ميزان مواليد دهستان اسفرجان، 1382
براساس جدول شماره(7-3) ميزان مواليد دهستان اسفرجان در سال 1382 در هر هزار نفر جمعيت، حدود12 نفر بوده است. بالاترين ميزان مواليد را روستاي امينآباد با 1/20 در هزار دارا بوده است، در صورتي كه دو روستاي اسفرجان و هونجان داراي رشد 4/12 و 5/8 در هزار ميباشند.
2-1-6-3: ميزان مرگ و مير مرگ به عنوان يكي ديگر از شاخصهاي مهم جمعيت، عامل طبيعي كنترل جمعيت هر سرزمين است. مرگ و مير نه تنها در رشد و تركيب سني جمعيت تاثير بسزايي دارد، بلكه اطلاع و آگاهي از آن ميتواند ما را در شناخت سطح بهداشت، تغذيه، درجه رفاه و همچنين ميزان توسعهيافتگي مناطق ياري دهد. جهت بررسي ميزان مرگومير دهستان اسفرجان جدول شماره(8-3) ارائه گرديده است. جدول شماره (8-3)، ميزان مرگومير دهستان اسفرجان، 1382
با توجه به جدول شماره(8-3) دهستان اسفرجان در سال 1382 در كل داراي 27 واقعه مرگومير بوده است كه در هر هزار نفر جمعيت، 4/3 مورد مرگومير داشته است. به طور كلي ميزان مرگ و مير در اين منطقه در حال كاهش است، اين مسئله بيشتر مرهون دسترسي بهتر به امكانات و خدمات پزشكي و درماني است. از سوي ديگر، تلاش مراكز بهداشت واقع در منطقه مورد مطالعه، در جهت گسترش اصول بهداشتي و افزايش آگاهي مردم در زمينه مسايل بهداشتي، در كاهش ميزان مرگومير جمعيت بسيار موثر بوده است.
3-1-6-3: ميزان رشد طبيعي جمعيت شاخصهاي جمعيتي ولادت، مرگومير و مهاجرت، ميزان رشد جمعيت يك سرزمين را كنترل ميكنند، لذا در بخش حاضر به بررسي وضعيت رشد جمعيت دهستان اسفرجان پرداخته ميشود. در اين رابطه جدول شماره(9-3) ارائه گرديده است. جدول شماره (9-3)، ميزان مواليد، مرگومير و رشد جمعيت دهستان اسفرجان، 1382
دهستان اسفرجان در سال 1382 با 94 واقعه ولادت و 27 واقعه مرگومير، رشد جمعيتي معادل 67/8 در هزار داشته است. در سالهاي اخير روند كلي رشد جمعيت اين دهستان سير نزولي را نشان ميدهد، كه اين امر از يك طرف ناشي از كاهش مرگومير، بر اثر بالارفتن سطح بهداشت و درمان، مبارزه با بيماريهاي واگيردار و بهبود وضع تغذيه، و از طرف ديگر به دليل كاهش مواليد براثر ارتقاء آگاهيهاي عمومي، رعايت تنظيم خانواده و پيري جمعيت بوده است. جهت بررسي رشد جمعيت منطقه مورد مطالعه طي دوره 1335 تا 1382جدول شماره(10-3) تهيه و ارائه گرديده است. جدول شماره (10-3) نرخ رشد مطلق جمعيت منطقه مورد مطالعه طي دوره 1335 تا 1382
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||